آرشیدای نازمآرشیدای نازم، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

عشق مامان و بابا آرشیدام

خونه تکونی برای نوروز 1392

آرشیدای عزیزم امسال دیگه نمیتونستم خودم کارامو به تنهایی انجام بدم چون دختر شیطون من امسال با ماست. به خاطر همین مامان جون زحمت کشید و از تبریز اومد برای کمک. آرشیدام مامان جون خیلی کمکمون کرد و خیلی زحمت کشید از روزی که اومد بیچاره همه اش کار میکرد واقعا دستش درد نکنه البته منم کمک میکردم و با هم کار میکردیم وقتی که شما خانم شیطون میخوابیدی. خلاصه مادر عزیزم واقعا ازت ممنونم امیدوارم سالیان سال سالم و سلامت در کنار ما باشی. ...
20 اسفند 1391

خونه تکونی برای نوروز 1392

آرشیدای عزیزم امسال دیگه نمیتونستم خودم کارامو به تنهایی انجام بدم چون دختر شیطون من امسال با ماست. به خاطر همین مامان جون زحمت کشید و از تبریز اومد برای کمک. آرشیدام مامان جون خیلی کمکمون کرد و خیلی زحمت کشید از روزی که اومد بیچاره همه اش کار میکرد واقعا دستش درد نکنه البته منم کمک میکردم و با هم کار میکردیم وقتی که شما خانم شیطون میخوابیدی. خلاصه مادر عزیزم واقعا ازت ممنونم امیدوارم سالیان سال سالم و سلامت در کنار ما باشی. ...
20 اسفند 1391

خونه تکونی برای نوروز 1392

آرشیدای عزیزم امسال دیگه نمیتونستم خودم کارامو به تنهایی انجام بدم چون دختر شیطون من امسال با ماست. به خاطر همین مامان جون زحمت کشید و از تبریز اومد برای کمک. آرشیدام مامان جون خیلی کمکمون کرد و خیلی زحمت کشید از روزی که اومد بیچاره همه اش کار میکرد واقعا دستش درد نکنه البته منم کمک میکردم و با هم کار میکردیم وقتی که شما خانم شیطون میخوابیدی. خلاصه مادر عزیزم واقعا ازت ممنونم امیدوارم سالیان سال سالم و سلامت در کنار ما باشی. ...
20 اسفند 1391

خونه تکونی برای نوروز 1392

سلام آرشیدای عزیزم خیلی وقته که نتونستم تو وبلاگت چیزی بنویسم و عکس بزلرم دختر عزیزم ایشاله همیشه سلامت باشی. خوشحالم که امسال هم در کنار تو تولدم رو جشن خواهم گرفت خیلی دوست دارم عزیز مامانیییییییییییییییییییییییییییییییییییی.
20 اسفند 1391

بدون عنوان

آرشیدام جدیدا شیطون شدی دیگه قشنگ همه چی رو میفهمی و مامانی رو اذیت میکنی الهی که همیشه تنت سالم باشه دخترم. ...
17 اسفند 1391

بدون عنوان

دختر عزیزم از ٥شنبه تو بیمارستان بودی به خاطر ویروس گاسترو........... آرشیدام با اشکام با داغون بودنم مینویسم که عزیز دلم فدای اون نه نه گفتن هات موقع رگ گیری برای سرم............ آرشیدام دختر عزیزم زود خوب شو.................. آرشیدام دیگه داغون تر از این نمیشه مامانی خیلی داغونمممممممممممممممممممم فدات شمممممممممممم مرگ خودم رو با چشام دیدم وقتی وارد بخش بستری شدیم قلبم وایساد و با اشکام نفسم بالا نیومد............... خدایا خیلی بزرگی و مهربونی خدایا چی بگم............. این آیکون اشکها اگه به اندازه میلیونها و میلیاردها هم باشن نمیتونن اشک و داغونی منو نشون بدن. آیدا= مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ کامللللللللللللللللللللللللللل ...
17 اسفند 1391