آرشیدای نازمآرشیدای نازم، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

عشق مامان و بابا آرشیدام

کارهای آرشیدا تا 1 سالگی

دختر عزیزم آرشیدام قشنگ میتونه دست بزنه نانای رو هم بلده با آهنگ و از همه جا میگیره و میتونه راه بره . کلمه بابا و مامان رو به راحتی میگه. و اجسامی رو که میخواد بهش بدیم با انگشت اشاره میکنه. و دوست داره خودش به تنهایی غذا بخوره آب بخوره. و قاشق بدست گرفتن رو خیلی دوست داره آرشیدام. و شیطون کاریهای دخترم ریختن وسایل کابینت ها. پشت سر هم روشن خاموش کردن تی وی و لباس شویی.کشیدن سیم شارژر گوشی بابایی و مامانی حین شارژ شدن. و شعر تولد بمناسبت یک سالگی گل دخترم آرشیدام عزیز من گل من آرشیدام تولدت مبارک تولدت مبارک قشنگ شدی گل شدی شدی مثل عروسک عزیز من گل من آرشیدام تولدت مبارک رو سقف...
12 خرداد 1392

کارهای آرشیدا تا 1 سالگی

دختر عزیزم آرشیدام قشنگ میتونه دست بزنه نانای رو هم بلده با آهنگ و از همه جا میگیره و میتونه راه بره . کلمه بابا و مامان رو به راحتی میگه. و اجسامی رو که میخواد بهش بدیم با انگشت اشاره میکنه. و دوست داره خودش به تنهایی غذا بخوره آب بخوره. و قاشق بدست گرفتن رو خیلی دوست داره آرشیدام. و شیطون کاریهای دخترم ریختن وسایل کابینت ها. پشت سر هم روشن خاموش کردن تی وی و لباس شویی.کشیدن سیم شارژر گوشی بابایی و مامانی حین شارژ شدن. و شعر تولد بمناسبت یک سالگی گل دخترم آرشیدام عزیز من گل من آرشیدام تولدت مبارک تولدت مبارک قشنگ شدی گل شدی شدی مثل عروسک عزیز من گل من آرشیدام تولدت مبارک رو سقف...
12 خرداد 1392

و بالاخره تولد جیگر خانم آرشیدامممممممممممممم

دختر عزیزم چند وقتی میشه وقت نمیکنم تو وبلاگت چیزی بنویسم و عکس بزارم از یه طرف هم مریض شدی و نگرانیم بیشتر شد خیلی ترسیدم وقتی تب کردی اما خدا رو شکر به خیر گذشت. آرشیدای عزیزم ایشاله همیشه سالم و سلامت باشی دختر گلم. فدات بشم وقتی مریض میشی طاقت ندارم همین جوری هی میشینم گریه میکنم. دوست دارم دختر عزیزم. راستی جا داره از بابا علی هم تشکر کنیم که اونم پا به پای ما شب بیدار میشد و نگران دخملش بود نصف شب هی میبرد دکتر. ممنونیم بابا علی. دوستدارت: همسرت و دختر کوچولوت آرشیدا ...
12 خرداد 1392